۰۱
نویسندهیاسمینا رضا
نخستین اجرا۱۹۹۴، پاریس
گونهکمدی تلخ
هنر
«هنر» نوشتهٔ یاسمینا رضا، نمایشنامهنویس فرانسوی، از پراجراترین نمایشنامههای معاصر جهان است. این اثر پس از نخستین اجرا در پاریس، جایزهٔ مولیر و سپس جایزههای لارنس اولیویه و تونی را به دست آورد و به زبانهای بسیاری ترجمه شد.
داستان در یک نگاه
سرژ، پزشکی شیفتهٔ هنر مدرن، تابلویی سراسر سفید را به بهایی گزاف میخرد. مارک، دوست دیرینهاش، این خرید را به سخره میگیرد و ایوان میان آن دو گرفتار میشود. بحثی دربارهٔ یک تابلو، اندکاندک بنیان دوستی پانزدهسالهٔ سه دوست را به لرزه درمیآورد.
چرا باید خواند
رضا با گفتوگوهایی موجز و طنزی تلخ نشان میدهد که یک موقعیت ساده چگونه لایههای پنهان روابط انسانی را آشکار میکند. پرسش از «ارزش اثر هنری»، در واقع پرسش از ارزش داوریهای ما دربارهٔ یکدیگر است.
نکته برای نویسنده و کارگردان: سه شخصیت، یک مکان و یک شیء؛ هر صحنه جابهجایی تازهای در موازنهٔ قدرت میان شخصیتهاست. این نمایشنامه پایهٔ اجرای «ارزش اثر هنری» به کارگردانی فرزانه کریمی نیز بوده است.
۰۲
نویسندهساموئل بکت
نخستین اجرا۱۹۵۳، پاریس
گونهتئاتر ابزورد
در انتظار گودو
شاهکار ساموئل بکت، نویسندهٔ ایرلندی و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات، که نخست به زبان فرانسه نوشته شد و در ۱۹۵۳ در پاریس به صحنه رفت. نام این اثر با «تئاتر ابزورد» گره خورده و از تأثیرگذارترین نمایشنامههای سدهٔ بیستم است.
داستان در یک نگاه
ولادیمیر و استراگون کنار جادهای و پای درختی خشک، به انتظار کسی به نام «گودو» نشستهاند؛ کسی که هرگز نمیآید. در این میان پوتزو و خدمتکارش لاکی از راه میرسند و پسری خبر میآورد که گودو امروز نمیآید، اما فردا حتماً خواهد آمد.
چرا باید خواند
بکت با کمترین عناصر صحنهای، انتظار، تکرار و جستوجوی معنا را به تجربهای تئاتری بدل میکند؛ متنی باز که هر نسل و هر کارگردان خوانش تازهای از آن ارائه داده است.
نکته برای نویسنده و کارگردان: در متن بکت، مکث و سکوت به اندازهٔ دیالوگ معنا دارند. دستورهای صحنه را با همان دقتی بخوانید که گفتوگوها را میخوانید.
۰۳
نویسندهآرتور میلر
نخستین اجرا۱۹۴۹، نیویورک
گونهتراژدی مدرن
مرگ فروشنده
نمایشنامهٔ آرتور میلر که در ۱۹۴۹ در برادوی به کارگردانی الیا کازان اجرا شد و جایزهٔ پولیتزر و جایزهٔ تونی را از آنِ خود کرد؛ یکی از ستونهای درام مدرن آمریکا.
داستان در یک نگاه
ویلی لومان، فروشندهٔ دورهگردی که عمری به «رؤیای آمریکایی» دل بسته، در واپسین روزهای زندگی کاریاش با شکست، خاطرههای گذشته و رابطهٔ پرتنش با پسرانش، بیف و هپی، روبهرو میشود.
چرا باید خواند
میلر تراژدی را از کاخ شاهان به خانهٔ آدمی معمولی میآورد و نشان میدهد سقوط یک انسان عادی نیز میتواند به عظمت تراژدیهای کلاسیک باشد.
نکته برای نویسنده و کارگردان: درهمتنیدن زمان حال و خاطره، بیآنکه صحنه عوض شود، درسی ارزشمند در ساختار روایت است؛ هم برای نمایشنامه و هم برای فیلمنامه.
۰۴
نویسندههنریک ایبسن
نخستین اجرا۱۸۷۹، کپنهاگ
گونهدرام رئالیستی
خانهٔ عروسک
اثر هنریک ایبسن، نمایشنامهنویس نروژی و پدر درام مدرن، که در ۱۸۷۹ به صحنه رفت و پایان جسورانهاش بحثهای گستردهای را در سراسر اروپا برانگیخت.
داستان در یک نگاه
نورا هلمر، همسری بهظاهر سرخوش، سالها پیش برای نجات جان شوهرش توروالد، با جعل امضا وامی پنهانی گرفته است. فاش شدن این راز و واکنش توروالد، چشمان نورا را بر حقیقت زندگی مشترکشان میگشاید.
چرا باید خواند
«خانهٔ عروسک» نمونهٔ درخشان رئالیسم در تئاتر است و پرسشهایش دربارهٔ هویت، آزادی و برابری، پس از نزدیک به یک و نیم سده همچنان تازه است.
نکته برای نویسنده و کارگردان: ایبسن گذشته را قطرهقطره و در دل کنش امروز فاش میکند؛ تکنیکی که برای ساختن تعلیق در هر درامی کاربرد دارد.
۰۵
نویسندهآنتون چخوف
نخستین اجرا۱۹۰۴، مسکو
گونهکمدی ـ درام
باغ آلبالو
آخرین نمایشنامهٔ آنتون چخوف که در ۱۹۰۴ در تئاتر هنری مسکو به کارگردانی کنستانتین استانیسلاوسکی اجرا شد. چخوف خود این اثر را «کمدی» مینامید.
داستان در یک نگاه
لیوبوف رانفسکایا پس از سالها به ملک خانوادگیاش بازمیگردد؛ ملکی که به سبب بدهی در آستانهٔ فروش است. لوپاخین، بازرگانی که پدرش رعیت همین خانواده بوده، راه نجاتی پیشنهاد میکند که شنیده نمیشود، و سرانجام خود او باغ را میخرد.
چرا باید خواند
چخوف پایان یک دوران را بیهیاهو و با آمیزهای از اندوه و طنز روایت میکند؛ آدمهایش نه قهرماناند و نه شرور، بلکه عمیقاً انسانیاند.
نکته برای نویسنده و کارگردان: در درام چخوف مهمترین اتفاقها اغلب زیر لایهٔ گفتوگوهای روزمره جریان دارند؛ «زیرمتن» را از او بیاموزید.
۰۶
نویسندهبهرام بیضایی
نخستین اجرا۱۳۵۸، تهران
گونهدرام تاریخی
مرگ یزدگرد
از مهمترین آثار ادبیات نمایشی ایران، نوشتهٔ بهرام بیضایی. این نمایشنامه نخستین بار به کارگردانی خود او به صحنه رفت و بیضایی بعدها فیلمی نیز بر پایهٔ آن ساخت.
داستان در یک نگاه
یزدگرد سوم، واپسین پادشاه ساسانی، در آسیابی کشته شده است. سردار و موبد، آسیابان را به قتل متهم میکنند و آسیابان، همسر و دخترش در دادگاهی نمایشی، روایتهایی گوناگون و متناقض از آنچه رخ داده را بازی میکنند.
چرا باید خواند
بیضایی با زبانی فاخر و ساختاری چندروایتی، تاریخ رسمی را به پرسش میگیرد و نشان میدهد «حقیقت» چگونه در دست راویان دگرگون میشود.
نکته برای نویسنده و کارگردان: نمایش در نمایش و جابهجایی نقشها میان شخصیتها، این اثر را به درسی کامل در فرم نمایشی بدل کرده است؛ زبان کهنگرای آن نیز الگویی برای نوشتن دیالوگ تاریخی است.